شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

گرایش مدیریت کشاورزی

با عنوان : مطالعه مزیت نسبی کشت دوم در اراضی شالیکاری شهرستان رودبار

 دانشگاه آزاد اسلامی

واحد رشت

دانشکده كشاورزي

گروه آموزشی مديريت كشاورزي

پایان­نامه تحصیلی جهت اخذ درجه کارشناسی ارشد

  رشته: مهندسی کشاورزی گرایش مدیریت کشاورزی

 عنوان:

مطالعه مزیت نسبی کشت دوم در اراضی شالیکاری شهرستان رودبار

استاد راهنما:

دکتر جعفر عزیزی

پایان نامه

بخش هایی از متن پایان نامه :

(ممکن می باشد هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود اما در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل می باشد)

فهرست مطالب

چکیده 1

فصل اول 2

1-1 مقدمه. 3

1-2 بيان مساله. 5

1-3 اهمیت و ضرورت پژوهش.. 6

1-4- اهداف پژوهش.. 7

1-4-1 هدف کلی.. 7

1-4-2 اهداف اختصاصی.. 8

1-5 سوالات پژوهش.. 8

1-6 محدوده پژوهش.. 8

1-6-1 محدوده زمانی.. 8

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی انتهای صفحه بخوانید              

1-6-2 محدوده مکانی 9

1-6-3 محدوده موضوعی.. 9

1-7 تعریف مفاهیم. 9

فصل دوم 11

2-1 مقدمه. 12

2-2 تعریف مزیت نسبی.. 13

2-3 تاریخچه مزیت نسبی.. 14

2-4 ضرورت مطالعه مزیت نسبی.. 16

2-5 عوامل تعیین کننده مزیت نسبی.. 17

2-6 شاخص­های اندازه­گیری مزیت نسبی.. 19

2-7 مزیت نسبی محصولات کشاورزی.. 24

2-8 پیشینه پژوهش.. 26

فصل سوم. 36

3-2 منطقه مورد مطالعه. 37

3-3 فرضیه­های پژوهش.. 39

3-4 روش پژوهش.. 39

3-5 قیمت سایه­ای برای محصولات و نهاده­ها 41

فصل چهارم. 43

4-1-بحث و نتیجه­گیری.. 44

فصل پنجم 51

5-1 اختصار. 52

5-2 پیشنهادات و راهکارهای بهبود. 54

منابع و ماخذ: 55

– مقدمه

کشاورزی یکی از بخش­های اقتصادی کشور می باشد که تأمین­کننده سهم مهمی از تولید ناخالص داخلی، اشتغال، نیازهای غذایی، صادرات غیرنفتی و نیاز صنایع می باشد. توسعه بخش کشاورزی، پیش­شرط ضروری توسعه اقتصادی کشور می باشد و تا زمانی که موانع توسعه در این بخش برطرف نشود، سایر بخش­ها نیز به شکوفایی و توسعه دست نخواهد پیدا نمود (شریفی و عادلی، 1390). به علاوه كشورهاي در حال توسعه معمولاً با كمبود سرمايه، كه از مهم­ترين منابع توليد محسوب مي­گردد، مواجه­اند. ساير منابع توليدي در اين كشورها ممكن می باشد فراوان باشد ولي به­دليل عدم بهره گیری بهينه اتلاف مي­گردد كه نتيجه اين امر بهره­وري پايين آن­هاست. لذا، براي اين كشورها مهم خواهد بود كه در راستاي توسعه و پيشرفت، سرمايه محدودشان را طوري تخصيص دهند كه اولاً سبب به­كارگيري بهينه ساير عوامل توليدي و افزايش بهره­وري آن­ها گردد، ثانياً منابع توليدي در راستاي توليد محصولاتي به­كار گرفته گردد كه داراي مزيت نسبي[1] منطقه­اي و ملي باشند (کرباسی و رستگاری­پور، 1388). امروزه بحث مطالعه و تعیین مزیت نسبی محصولات کشاورزي به دلیل اهمیت آن در برنامه­ریزي و سیاست­گذاري­هاي بلندمدت کشورها شدت یافته می باشد. در ایران نیز این موضوع در سال­هاي اخیر توجه تعداد زیادي از محققان اقتصاد کشاورزي را به خود جلب کرده می باشد (عین­اللهی احمدآبادی، 1388). مزیت نسبی که در ارتباط با تجارت بین­الملل مطرح می­باشد، به آن معناست که چنانچه کشوری یک کالا را نسبت به دیگر کالاها ارزان­تر تولید نماید، این کشور در تولید چنین کالایی مزیت نسبی دارد، پس با وارد شدن به صحنه تجارت جهانی می­تواند از صدور کالاهایی که در آن مزیت نسبی دارد، منتفع گردد. اما آن چیز که که در اینجا به آن توجه نشده، آن می باشد که، وجود مزیت نسبی در زمینه تولید کالا یا کالاهایی، شرط کافی برای انتفاع از تجارت بین­الملل نیست، بلکه پس از مرحله تولید، مقولات و عواملی مطرح می باشد که امکان بهره گیری از مزیت­های نسبی تولیدی را تحت تأثیر قرار می­دهند. پس برای رفع مشکل فوق، مزیت نسبی را در اقدام بایستی چنین تعریف نمود، که مزیت نسبی عبارت می باشد از توانایی یک کشور در تولید و صدور کالایی با هزینه­ای ارزان­تر. به­گونه کلی مزیت نسبی، به مزیت نسبی در تولید و مزیت نسبی در صادرات قابل تقسیم می باشد. تمرکز این مطالعه بر روی مزیت نسبی تولید می باشد. مزیت نسبی تولید یک محصول کاربرد دوگانه­ای دارد. محاسبه مزیت نسبی تولید یک محصول قبل از تولید آن، معیاری برای ارزیابی سودآوری اجتماعی این فعالیت تولیدی در اختیار ما قرار خواهد داد و محاسبه مزیت نسبی پس از انجام پروژه و فعالیت، مطالعه تصمیمات و سیاست­های موجود را برای ما ممکن می­سازد (مهدی­پور و همکاران، 1385).

به­گونه کلی جهت تأمین نیاز غذایی مردم و مواد اولیه مورد نیاز سایر بخش­های اقتصادی، وجود یک برنامه­ریزی کلان در زمینه بهره­برداری بهینه از منابع تولیدی بخش کشاورزی بسیار لازم و ضروری به­نظر می­رسد. اما جهت انجام یک برنامه­ریزی کامل در سطح کلان نمی­توان از تحولاتی مانند پیوستن اکثر کشورها به سازمان تجارت جهانی (WTO)[2]، غافل گردید. با قرار گرفتن محصولات کشاورزی در مجموعه موافقت­نامه­های تجارت جهانی، ضرورت در نظر داشتن تولید و تجارت محصولات کشاورزی افزایش یافته می باشد. به این ترتیب نیاز به برنامه­ریزی در جهت تولید محصولات کشاورزی در سطح وسیع و عرضه در سطح وسیع­تر (بین­المللی) می­باشد. مزیت نسبی به­عنوان اصلی که هم در برنامه­ریزی­های تولید و هم در برنامه­ریزی­های تجاری کاربرد وسیعی دارد، در این بین مهم می­باشد (پیکانی، 1387).

استان گیلان یکی از قطب­های مهم کشاورزی کشور می باشد که شالیکاری زراعت عمده آن محسوب می­گردد. فعالیت­های اصلی این زراعت به نیمه اول سال منحصر می­باشد و می­توان گفت در نیمه دوم سال اراضی شالیزاری تا زراعت سال بعد برنج رها می­شوند و کشاورزان در نیمه دوم از اندوخته نیمه اول سال بهره گیری می­کنند. در همین راستا اجرای کشت دوم در اراضی شالیکاری استان گیلان از راه­کارهای اساسی افزایش بهره­وری اراضی شالیزاری در جهت افزایش تولید محصولات کشاورزی، اشتغال و تأمین نیاز غذایی جامعه می­باشد. وجود 238040 هکتار اراضی شالیزاری به­عنوان یک ظرفیت بالقوه در استان بوده که بهره­گیری اصولی­تر از این منابع، خروج از تک محصولی، افزایش درآمد روستائیان، پایداری تولید کشت اول، کاهش مسأله بی­کاری مانند اهداف کشت دوم در این اراضی می­باشد. لذا با در نظر داشتن پتانسیل خوب این منطقه در تولید محصولات کشاورزی و ابرام دولت بر توسعه­ي صادرات محصولات کشاورزي، تعیین مزیت نسبی محصولات کشاورزي می­تواند مسؤولان را در جهت برنامه­ریزي و سیاست­گذاري بخش کشاورزي یاري کند. به علاوه بررسي جايگاه كشت­هاي دوم به­عنوان يك فعاليت مكمل در كنار زراعت اصلي يعني برنج مي­تواند راه­كاري مناسب براي افزايش سطح درآمد شالي­كاران، افزايش فرصت­هاي اشتغال و رونق جوامع روستايي در سطح منطقه مورد مطالعه يعني شهرستان رودبار باشد. در این راستا، این پژوهش با هدف مطالعه مزیت نسبی کشت دوم در اراضی شالیکاری شهرستان رودبار تدوین و اجرا گردید.

 -2- اظهار مسأله

در شرایطی که جهان با چالش­های سخت و پیچیده­ای در زمینه­های مختلف مانند تأمین غذا و ایجاد اشتغال و در­آمد برای قشر عظیمی از جمعیت در حال رشد روبرو می­باشد، تهیه مواد غذایی به­عنوان اصلی­ترین نیاز هر جامعه و تأمین مطلوب و به­موقع همواره مورد توجه دولت­مردان بوده و هست. توسعه کشاورزی پایدار و حفظ و افزایش تولید، بخش لاینفکی از توسعه اقتصادی می باشد که ارتباط نزدیکی با توسعه روستایی دارد. توسعه و رونق اقتصادی مناطق روستایی و کشاورزی نیازمند رشد اقتصادی بخش کشاورزی و بهبود شرایط صنعتی و خدماتی به­عنوان شروط لازم می­باشد. برای رشد و شکوفایی بخش کشاورزی استراتژی­های متعددی مانند، افزایش سرمایه­گذاری، اصلاح بازارهای داخلی تقویت برنامه­ریزی مشارکتی و اجرای الگوی کشت در نواحی گوناگون پیشنهاد شده می باشد که در نتیجه مطالعه و تعریف مزیت نسبی محصولات کشاورزی هر کدام از مناطق (استان­ها) را دارد (کرباسی و رستگاری­پور، 1388). کارا نبودن سیاست­های کشاورزی و یا هم راستا نبودن آن­ها با مزیت نسبی تولید محصولات کشاورزی، یکی از مهم­ترین اخلال­های موجود در تولید محصولات کشاورزی در کشورهای مختلف و به­ویژه کشورهای در حال توسعه می باشد (نوری و جهان­نما، 1387). مزيت نسبي يكي از ابزارهايي می باشد كه در زمينه توليد و تجارت محصولات از اهميت زيادي برخوردار می باشد (کرباسی و رستگاری­پور، 1388). به­گونه کلی با در نظر داشتن محدودیت بسیاری از نهاده­ها و عوامل تولیدی در بخش کشاورزی و هم­چنین ویژگی­های اقلیمی و جغرافیایی متفاوت در نواحی گوناگون گام برداشتن بر اساس اصل مزیت نسبی در هر منطقه از اهمیت بالایی برخوردار می­باشد. در نظر داشتن مزیت نسبی در فعالیت­های تولیدی از مهم­ترین جنبه­های برنامه­ریزی اقتصادی و درواقع اساس برنامه­ریزی اقتصادی برای تخصیص کاراتر منابع می باشد که پایداری در خور توجهی دارد (کرباسی و همکاران، 1384).

از طرف دیگر زمين­هاي زراعي استان گيلان با وجود استعداد بي‌نظير در توليد انواع محصولات ‌اعم از برنج، علوفه و صيفي و سبزي تاكنون آنچنان كه بايد مورد بهره گیری قرار نگرفته می باشد. كشاورزان گيلاني معمولاً بعد از برداشت برنج زمين شاليزار را رها كرده و از آن بهره گیری مجدد نمي‌كنند. اين در حالي می باشد كه از 238 هزار هکتار شالیزار موجود در استان گیلان، حدود 30 هزار هکتار آن از قابلیت کشت دوم برخوردار هستند (بیات و همکاران، 1387). نظر به این­که شهرستان رودبار به­علت دارا بودن شرایط طبیعی مناسب، هم­چنین با داشتن سطحی معادل 13137 هکتار اراضی زراعی از مستعدترین مناطق گیلان برای کشت دوم می باشد، اجرای کشت دوم در اراضی شالیکاری شهرستان رودبار از راه­کارهای اساسی افزایش بهره­وری این اراضی به­عنوان یک ظرفیت بالقوه در شهرستان مذکور می­باشد. درواقع شهرستان رودبار به­دلیل محدودیت­های تولید برنج اعم از کوچک بودن اراضی، کمبود آب و سنتی بودن عملیات کشت برنج، به­شدت نیازمند ارائه راه­کارهای مختلف برای کاهش هزینه تولید، بالا بودن بهره­وری اراضی شالیکاری و افزایش درآمد شالیکاران می باشد و یکی از راه­کارهای اساسی برای افزایش تولید و درآمد کشاورزان و پایداری تولید برنج، توسعه کشت دوم در این اراضی می­باشد. محصولات کشت دوم شهرستان رودبار در سال زراعی 93-92 شامل گندم، جو، راتون، پاچ باقلا، باقلابرکت، سبزیجات برگی و غده­ای، شبدر برسیم و سایر محصولات زراعی با سطحی معادل 871 هکتار، با متوسط عملکرد برابر 2680 کیلوگرم در هکتار و میزان تولید برابر 2198 تن به ارزش 000/000/530/44 ریال بود. به­گونه کلی شهرستان رودبار مستعد تولید انواع محصولات مانند گندم، جو، شبدر برسیم، کلزا، تریتیکاله، پاچ باقلا، حبوبات، سیر، سبزیجات برگی و ریشه­ای و غیره در اراضی شالیزار می­باشد، اما با وجود اهمیت حیاتی کشت دوم در اراضی شالیزاری سطح وسیعی از این اراضی به­علت های متعدد زراعی، اقتصادی ، اجتماعی و غیره به­صورت نکاشت باقی می­ماند. لذا این پژوهش در پی آن می باشد تا به این پرسش که کشت دوم در اراضی شالیکاری شهرستان رودبار از نظر اقتصادی چقدر تفاوت دارد؟ پاسخ دهد.

1-3- اهمیت و ضرورت

دنياي امروز دنياي رقابت اقتصادي می باشد و هر كشوري براي حفظ سيادت و استقلال سياسي و اقتصادي خود ناگزير می باشد در طراحي برنامه­هاي اقتصادي دقيق و فراگير اقدام كند. شناسايي مزيت­هاي نسبي بخش­هاي مختلف اقتصادي در مناطق و استان­هاي كشور براي برنامه­ريزي­هاي اقتصادي مفيد و لازم مي­باشد؛ به­ويژه در زمان حاضر كه مسأله جهاني شدن تجارت و عضويت يا عدم عضويت كشور در سازمان تجارت جهاني مطرح می باشد، اهميت شناسايي مزيت­هاي نسبي بيش­تر شده می باشد (نجفی و میرزایی، 1382).

بخش کشاورزی به­عنوان یکی از بخش­های مهم اقتصادی کشور، با در نظر داشتن داشتن مزیت­های بالقوه طبیعی، و هم­چنین تأثیر حساس در امنیت غذایی جامعه، بیش از سایر بخش­ها نیاز به توجه دارد. پس، باتوجه به محدودیت­های سرمایه­ای، اقلیمی و تکنولوژیکی در بخش کشاورزی، گام برداشتن براساس اصل مزیت نسبی اهمیت بالایی دارد. اگر چه مزیت نسبی محصولات کشاورزی تا حدودی تحت تأثیر پیشرفت فن­آوری و نوآوری می باشد، اما وجود شرایط اقلیمی، طعم و مزه، رنگ و سایر خصوصیات منحصر به­فرد هر منطقه جغرافیایی می باشد که نهایتاً مزیت نسبی محصول را تعیین می­کند و سبب برتری مناطق تولیدی نسبت به هم می­گردد. به هر حال، شناخت مزیت­های نسبی بالقوه و بالفعل بخش کشاورزی می­تواند همواره حضور در عرصه تجارت بین­المللی را آسانتر کند (عزیزی و یزدانی، 1383). پس با در نظر داشتن سهم قابل توجه بخش كشاورزي در صادرات محصولات غيرنفتي، بررسي و در نظر داشتن مزيت نسبي محصولات كشاورزي از اهميت خاصي برخوردار می باشد (کرباسی و رستگاری­پور، 1388).

از طرفی کشاورزی در استان گیلان از اهمیت فراوانی برخوردار می باشد و اکثر مردم منطقه از این راه امرار معاش می­کنند. در این بین اکثر زمین­های کشاورزی منطقه، به کشت محصول برنج اختصاص یافته می باشد. جمعيت روبه رشد كشور و محدوديت اراضي قابل كشت در استان گیلان، دست اندركاران توليد محصولات كشاورزي را به­سوي بهره­وري بيش­تر در واحد سطح (به­مقصود رفع نياز و افزايش درآمد) سوق مي­دهد. اگر چه در حال حاضر با در نظر داشتن ثابت بودن سطح اراضي قابل كشت كشور افزايش توليد در واحد سطح راه منطقي به­نظر مي­رسد، در شرايط اقليمي گیلان علاوه بر روش فوق از طريق بالا بردن ضريب كشت (تحت عنوان كشت دوم) مي­توان در تأمين بخش عمده­اي از مواد غذايي و نيازهاي كشور و هم­چنين افزايش درآمد كشاورزان گام برداشت. توسعه و تعميم كشت دوم در اراضي شاليزاري كشور از اهميت خاصي برخوردار می باشد كه مي­توان در آينده با برنامه­ريزي­هاي علمي­تر و الهام گرفتن از تجربه­هاي گذشته اميدوار بود، هر سال نسبت به گذشته بيش­تر ترقّي داشته باشد (عنابستانی و سیفی، 1390). هم اکنون آن چیز که در شمال کشور به­عنوان کشت دوم و بالا بردن ضریب کشت مطرح می­باشد، اهمیت بهره گیری بهینه از اراضی شالیزار می­باشد. پایداری تولید، افزایش تولید، افزایش درآمد کشاورزان، رعایت مسائل تناوب و حفظ محیط زیست را می­توان از مزایای کشت دوم بر شمرد. هم­چنین تاثیر آن در کنترل آفات و بیماری­ها و علف­های هرز، به­دلیل شرایط خاص زراعی سبزیجات در زمستان و در شالیزار، می­تواند اثر مطلوب بر زراعت برنج در سال بعد داشته باشد (آملی، 1388).

از این­رو با در نظر داشتن ضرورت موضوع و هم­چنین کمبود تحقیقات صورت گرفته در این زمینه در منطقه مورد مطالعه این پژوهش با هدف مطالعه مزیت نسبی کشت دوم در اراضی شالیکاری شهرستان رودبار انجام شده می باشد.

1-4- اهداف پژوهش

1-4-1- هدف کلی

هدف کلی این تحقيق، مطالعه مزیت نسبی کشت دوم در اراضی شالیکاری شهرستان رودبار می باشد.

1-4-2- اهداف اختصاصی

  1. مطالعه مزیت نسبی کشت محصولات گندم و جو به­عنوان کشت دوم در اراضی شالیکاری شهرستان رودبار؛
  2. مقایسه مزیت نسبی چهار محصول (گندم، جو، کلزا و شبدر) به­عنوان کشت دوم در شالیکاری شهرستان رودبار.

1-5- سؤالات پژوهش

1-5-1- سؤال اصلی

با در نظر داشتن شاخص­هاي اندازه­گيري مزيت نسبي، شهرستان رودبار در توليد كداميك از محصولات موردنظر (گندم، جو، کلزا و شبدر) به­عنوان کشت دوم داراي مزيت نسبي مي­باشد؟

 1-5-2- سؤالات فرعی

  1. آیا کشت گندم و جو بعد از برداشت برنج در شهرستان رودبار دارای مزیت نسبی می باشد؟
  2. آیا منافع اجتماعی حاصل از کشت دوم در برنجکاری شهرستان در کشت گندم بیشتر از جو می باشد؟

1-6- محدوده پژوهش

1-6-1- محدوده زمانی

پژوهش حاضر از نظر زمانی در سال زراعی 92-1391 انجام شده می باشد.

1-6-2- محدوده مکانی

پژوهش حاضر از نظر مکانی در شهرستان رودبار انجام شده می باشد.

1-6-3- محدوده موضوعی

محدوده موضوعی پژوهش در حیطه مطالعات اقتصاد و توسعه کشاورزی می­باشد.

1-7- تعریف مفاهیم

مزیت نسبی: مزیت نسبی تعاریف متعددی دارد مانند توان خاص یک کشور در تولید ارزان­تر یک محصول یا خدمت در مقایسه با دیگر محصولات و خدمات. این تعریف از جنبه تصمیم داخلی تولید کالا در هر کشوری می­تواند مورد بهره گیری قرار گیرد اما تعریف کلی­تری نیز برای مزیت نسبی هست که علاوه بر عوامل تولید به عوامل بازار نیز توجه دارد. در این تعریف مزیت نسبی شامل عوامل تولید و بازار می­باشد. در زمینه تولید عواملی مثل نیروی کار، زمین، آب، سرمایه و تکنولوژی و غیره اهمیت دارند و در زمینه صادرات عواملی مثل بسته بندی، حمل و نقل، بیمه، بازاریابی و تبلیغات در ایجاد مزیت نسبی مؤثرند (یزدانی و همکاران، 1385).

هزینه منابع داخلی[3]: هزينه فرصت از دست رفته واقعي منابع داخلي می باشد كه صرف توليد يك كالا برحسب قيمت­هاي جهاني مي­گردد. اگر معيار فوق كمتر از يك به­دست آيد نشان­دهنده سودآوري و رقابت­پذير بودن آن كالا و اگر مقدار آن بزرگتر از يك محاسبه گردد حاكي از نبود مزيت نسبي كالا در مرحله توليد در داخل كشور مي­باشد (حفاراردستانی و طوسی، 1389).

شاخص نسبت هزینه به منافع اجتماعی[4]: معیار هزینه- منفعت اجتماعی در واقع یک نسبت هزینه- فایده می باشد که فعالیتی را از نظر وضعیت اجتماعی آن مورد ارزیابی قرار می­دهد. در صورت این نسبت، همه­ي هزینه­هاي یک فعالیت برحسب هزینه­هاي فرصتی آن­ها آورده می­گردد. مخرج این نسبت، شامل ارزش جهانی محصول برحسب پول داخلی می باشد. چنانچه این نسبت بزرگتر از 1 باشد، حاکی از نداشتن مزیت و چنانچه کوچکتر از 1 باشد نشان­دهنده­ي مزیت نسبی در تولید آن فعالیت می باشد (عین­اللهی احمدآبادی، 1388).

شاخص سود خالص اجتماعی[5]: معیار سودآوري خالص اجتماعی یکی از دیگر معیارهایی می باشد که سود (یا زیان) خالص اجتماعی فعالیتی را اندازه­گیري می­کند. اگر قیمت­هاي سایه­اي براي عوامل و محصولات در نظر گرفته شده باشند و همه اثرات خارجی روي اقتصاد داخلی نیز با ارزش­گذاري اجتماعی در معیار لحاظ شده باشند، آن گاه سودآوري خالص اجتماعی، منفعت (یا زیان) خالص مربوط به یک فعالیت می باشد. در این معیار از ارزش جهانی محصول (برحسب پول داخلی)، کل هزینه­هاي تجاري (شامل مواد اولیه و کالاهاي واسطه­اي) و داخلی (شامل نیروي کار، سرمایه و نهاده­هاي غیرتجاري) تولید محصول کسر و سودآوري خالص اجتماعی فعالیت محاسبه می­گردد. مثبت بودن این معیار نشان­دهنده­ي موجه بودن فعالیت و منفی بودن آن حاکی از یک زیان اجتماعی در تولید آن می باشد (همان).

تعداد صفحه :73