با عنوان : چه عواملی بر مدیریت حضرت امام خمینی در بحرانهای دهه اول انقلاب بحران تسخیر لانه جاسوسی امریکا، جنگ تحمیلی، اختلاف حزب و لیبرالها، موثر بوده می باشد

عنوان کامل پایان نامه کارشناسی ارشد:

چه عواملی بر مدیریت حضرت امام خمینی در بحرانهای دهه اول انقلاب بحران تسخیر لانه جاسوسی امریکا، جنگ تحمیلی، اختلاف حزب ا… و لیبرال ها، موثر بوده می باشد

پایان نامه

بخش هایی از متن پایان نامه :

(ممکن می باشد هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود اما در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل می باشد)

1-1- مقدمه

از آنجا كه طيف وسيعي از حوادث بشري و حتي طبيعي غير مترقبه در قلمرو مديريت بحران قرار مي گيرد، مي توان گفت كه ادبيات مديريت بحران گسترده می باشد و مواردي زیرا جنگ و جنگ گريزي تا مديريت فجايع طبيعي و بشري را در بر مي گيرد.

به گونه كلي هر بحران از يك سري روابط متقابل پيچيده تشكيل مي گردد كه در بسياري از موارد، شناخت ريشه اصلي آن اگر نگوييم غير ممكن می باشد، بايد اعتراف كنيم، بسيار مشكل می باشد. بحران ها اکثراً نظام هاي سياسي و نخبگان حاكم را با شرايطي مشحون از بيم و اميد روبرو مي سازند. از اين رو خالق وضعيتي به شمار ميروند كه ممكن می باشد به عجز و درماندگي تدبيرگران در برابر تهديدات بحران ها كه غالباًملموس ترند بيانجامد و يا اينكه استراتژيست ها و نخبگان تدبيرگر با شناسايي و تشخيص فرصت هاي يك وضعيت بحراني، آن را تبديل به «عرصه بازي هوشمندانه»خود در جهت بهره برداري از اين فرصت های استثنایی نماید.

شناخت «زمينه هاي رخداد» پديدهاي هم زیرا بحران، يكي از مهم ترين اولويت هاي درك و فهم ماهيت بحران و به تبع آن تدبير بحران به شمار مي رود. دولت ها زماني به عنوان بستر بروز بحران و زماني ديگر نيز به عنوان بازيگران بحران هاي بين المللي،در كانون توجه، تدقيق و تحقيق صاحبنظران مديريت بحران،قرار مي گيرند. در يك نظام سياسي، مهمترين مساله را در ارتباط با مديريت بحران، «نحوه رفتار و رويارويي» آن نظام با شرايط بحراني پيش روي آن می باشد.

يكي از عوامل موثر در نحوه موضع گيري دولت ها نسبت به بحران ،ماهيت نوع نظام سیاسی حاكم می باشد. چرا كه«رفتار بازيگران بحران بسته به نوع و ماهيت نظام سياسي ،احتمالاً در بحران ها متفاوت می باشد:«نوع رفتار و تصميمي كه يك رژيم اقتدرگراي نظامي در رويارويي با بحران اتخاذ مي نمايد، با نوع رفتار و موضع گيري يك نظام انقلابي ايدئولوژيك محور كه با حمايت شديد توده هاي انقلابي نيز مواجه می باشد، متفاوت خواهد بود . در حقيقت ، اين فضاي فكري و گفتمان مسلط در هر نظام سیاسی می باشد كه تعيين كننده دقايق و مولفه هاي مطلوب و موثر در مواجهه بابحران هاي جاري می باشد و تصميم گيران را در آن نظام سیاسی ،به شدت تحت تاْثير قرار مي دهد.

براي ارائه يك تحليل و بررسي نسبتاً فراگير از ابعاد مختلف مديريت بحران در يك نظام سياسي، شناخت سرشت نظام سیاسی، مباني فكري و اصول و بنيان هاي نظري مسلط بر محيط تصميم گيرنده از پيوند بحران ، نخستين گام در شناسايي نحوه تدبير و تحديد بحرانها در يك محيط سياسي می باشد.محيط ايران به اقتضاي ادوار و ازمنه مختلف، همواره رژيم ها و نظامهاي سياسي با ماهیت هاي مختلف و متفاوتي را تجربه كرده می باشد لذا مبانی فکری ونظری درهردوره تاریخی قبل وبعد پیروزی انقلاب اسلامی متأثرازگفتمان مسلط درآن دوره می باشد.

با استقرار نظام انقلابی، امواج بحران هاي مخرب و توفنده نه تنها آرام نگرفت بلكه با شدت و با كثرت فزاينده اي، نظام انقلابي جديد را آماج حمله قرار داد. نظام سياسي اي كه خود با خلق بحراني عظيم، رژيم حاكم را در هم ريخته و بر ويرانه هاي آن پايه هاي خود را استوار ساخته، پس از پيروزي به نظامي بحران ساز و اشاعه دهنده زمينه هاي بحران، به شمار مي رفت. حتي اگر هم چنين امري واقعيت نداشت، لااقل چنين تصوري از اين نظام انقلابي در نزد ديگر بازيگران سياسي منطقه و جهان وجود داشت. از اين رو ،اين نظام نو رسيده ، بلافاصله پس از استقرار نه چندان مستحكم خود با بحران هايي از درون و بيرون نظام مواجه گرديد.

ايران پس از انقلاب با محيط امنيتي كاملاً متفاوتي مواجه گردید. انقلابي كه نظم مسلط جهاني را به چالش كشيده بود و بحراني بزرگ را به كالبد نظام بين المللي تزريق كرد. در محيط برآمده از انقلاب يا به تعبيري ديگر محيطي كه انقلاب درآن روييدن گرفت بحران هاي ناخوانده يكي پس از ديگري بستر انقلاب را در مي نورديدند و هر بار با حضور خود انرژي شور و شعور تازه اي به رگهاي جمهوري اسلامي تزريق مي نمود. وجود اين تصور كه نظام انقلابي حامل خصيصه اشاعه دهندگي بحران در منطقه و جهان می باشد، نظم حاكم جهاني را دچار تغييرات ژرفي نمود كه در پيامد آن نيز نظام و جامعه انقلابي از همان اوايل تولد با بحران هاي گوناگون همراه و همنشين شدند.

ميزان كارآمدي وتاْثير مؤلفه هاي مديريت بحران در يك نظام انقلابي در صحنه اقدام می باشد كه مشخص مي گردد، هر چند كه تحولات حادث شده در گذر زمان قضاوت افراد را شديداً تحت تاْثير قرار مي دهد. اما با درك شرايط حاكم برآن دوره، موفقيت، ناكامي و يا ميزان تاْثير هر يك از مواضع تدبيرگرانه و رفتار در بحران ها را به دور از هر گونه حب و بغض مي توان سنجيد.

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی انتهای صفحه بخوانید              

جايگاه ونقش رهبري ولایی انقلاب به عنوان مؤثرترين كنشگر عرصه بحرانهاي دهه نخست و بالاترين«مقام تصميم گيرنده» كه در مقام تدبير و تحديد كننده بحران ظاهر گردید قابل ارزيابي می باشد كه نه تنها در هر مرحله از بحران(پيدايش،گسترش،، كاهش و تاْثير ) تصميمات ويژه آن مرحله را مي گرفت، بلكه براي هر بحران نيازمند تصميمات ،ساز وكارها و راهبردهاي خاص خود می باشد.

رهبري كاريزما و الهی امام (ره) که مبتنی بر اصل ولایت فقیه بوده در تدبير بحران ها به تناسب و اقتضاي هر مرحله از بحران ها تأثیر تحديدگر (محدوديت جوانب مخرب بحران) تدبير گر بحران(بهره برداري از فرصت ها) و مهار كننده بحران (پايان دادن به بحران) ايفا مي نمايد.

2-1- اظهار مسأله:

وقوع انقلاب اسلامي بعنوان يكي از پديده هاي غير منتظره پايان قرن بيستم كه بعنوان نقطه عطفي در تحولات سياسي – اجتماعي ايران به شمار مي رود ،تحولات و پيامدهاي متعددي را در ايران و جهان به همراه آورد. روي كار آمدن جمهوري اسلامي كه در سطح ملي،سقوط نظام شاهنشاهي – بعنوان قدرت منطقه اي – و استقرار يك نظام مذهبي همراه با حضور گسترده مردمي را در پي داشت ،در سطح منطقه و جهان نيز ، منافع و امنيت ملي برخي از كشورها – بويژه ابرقدرتهاي جهاني – را با خطر مواجه ساخت.

اين پيامدها موجب گردید كه وقوع اين پديده حساسيت و توجه ملتها و دولتها را برانگيزد و انظار را متوجه انقلاب اسلامي ايران نمايد. اين حساسيت زماني شدت گرفت كه انقلابيون آرمانهاي ايدئولوژيك خود را به جهان عرضه نمودند. البته ،اين وضعيت از پيامدهاي ذاتي هر انقلاب می باشد، چرا كه آرمان و ايدئولوژي به مثابه نيروي محركه هر انقلاب اقدام مي نمايد. بدين لحاظ انقلابها ،آرمانهايي را با خود به همراه دارند كه نه تنها انقلابيون را به مبارزه با وضع موجود در سطح ملي ،بلكه در سطح جهاني نيز مي كشاند، انقلاب اسلامي نيز به اقتضاي طبيعت ايدئولوژيك محورش، سوداي آن بر سر داشت كه با نظام ‌»عادلانه» جهاني در افتد. در اين شرايط واحدهاي سياسي محيط بين المللي خصوصاً قدرتهاي جهاني در پي آن برآمدند كه بحرانها و چالشهاي منتشره از نظام انقلابي ايران را به درون آن تزريق نمايند.

در اين وضعيت، بحرانها و اختلافات داخلي نيز هر روز رو به گسترش بود. در طریقه پيروزي انقلاب ، هويت هاي مختلف زير يك گفتمان مشترك گرد آمده و در يك متن تركيب شده بودند. مبارزه با نظام پهلوي ، باعث گردید گروه هاي مخالف رژيم در يك همبستگي موقتي گرد هم آیند اما اين وضعيت بلافاصله بعد از محو شرايط انقلابي از بين رفت و هر چه از انقلاب فاصله گرفتيم ، چسبندگي هويتهاي گوناگون رقيق تر گردید. تا آنجا كه حتي به رويارويي شديد همراهان انقلاب منجر گرديد.

واكنش جهاني عليه انقلاب اسلامي در حالي صورت مي گرفت كه بحران هاي دروني نيز، انقلاب را تهديد مي نمود و بخش عمده انرژي و توان نظام سياسي برآمده از انقلاب صرف بحرانهايي كه گاه بخشي از نظام-ترورها- و گاهي كليت نظام – جنگ عراق و ايران – را به چالش مي طلبيده مي گردید.

در حاليكه در دهه اول انقلاب ، نظام همواره با چندين بحران همزمان روبرو بود. جمهوري اسلامي، چالشها، بحرانها و ضربه ها را پشت سر گذاشت و با وجود آن بحرانها،تاكنون بقا يافته می باشد و «جمهوري اسلامي ثابت كرد كه بيش از آن چیز که كه ناظران خارجي، انتظار داشتند،دوام آورده می باشد» چرا؟

چه عاملي باعث شده كه هر يك از بحرانهايي كه به راحتي مي توانست يك نظام نوپا را ساقط نمايد، موثر نيافتند و جمهوري اسلامي بقا يابد؟ رمز اين بقا چه بود؟ كدام تدبير و توسط كدام تدبيرگر و چگونه توانست ،حيات جمهوري اسلامي را تداوم بخشد؟

آن چیز که در اين پژوهش ،در جايگاه جواب به اين سوالات قرار مي گيرد، تأثیر برجسته اي می باشد كه رهبري انقلاب حضرت امام خمینی (ره) با مدیریت بی نظیر خود در اين فرايند،ايفا نموده می باشد. نظام جديد از نيروي رهبري قوي و كارآمد برخوردار بود. رهبري كه علاوه بر منابع پنجگانه قدرت مرجعیت و شخصیتی ، قانونی ، انگیزشی ، تخصصی ، وروشنگری(حسین زاده جاغرق ،1391 :141)دارای قدرت و شخصیت الهی و ولایی نیز بود. «معمولاً رهبري (فرماندهي) واحد در يك سيستم ، در مقايسه با مديريت چندگانه ، در مواقع رويارويي با بحران مي تواند تأثیر اول را ايفا نمايد. زماني كه اين موضوع را در ارتباط با يك سيستم سياسي نوپاي انقلابي، بررسي نماييم، تأثیر رهبري بر ما آشكارتر مي گردد. در اين پژوهش نيز براي بررسي چگونگی حل و فصل و تدبير بحرانهاي دامنگير نظام در دهه اول مطلوبست كه چگونگي نقشي را كه رهبري امام خميني(ره) ايفا نمود، بررسي گردد.

در اين پژوهش، مقطع زماني از استقرار جمهوري اسلامي (12فروردين 1358) تا رحلت امام خميني(ره) در خرداد 1368، مورد بررسي قرار مي گيرد. هدف از اين پژوهش وقايع نگاري دهه نخست جمهوري اسلامي نيست. بلكه در اين اينجا از زوايه مبحث مديريت بحران، به نقشي كه رهبري امام خميني (ره)به عنوان تدبيرگر، ايفا نمودند، پرداخته خواهد گردید.

به لحاظ محدوديت پژوهش، صرفاً بحرانهاي: الف) تسخير سفارت آمريكا ب) اختلاف حزب ا… و ليبرالها و عزل بني صدر ج) جنگ عراق و ايران مورد تحليل و بررسي قرار مي گيرد كه سطوح آن نيز، سطح تحليل ملي مي باشد.

وجود اطلاعات كافي و فراهم بودن زمينه پژوهش در چنين موضوع مهمي كه مورد غفلت نيز واقع شده می باشد و همچنين پژوهشهاي مختصري كه در طي سنوات تحصيلي در برخي از مباحث اين پژوهش داشته ام از انگيزه هاي انتخاب اين موضوع براي پژوهش بوده می باشد.

3-1- سوالات پژوهش:

سوال اصلی:

چه عواملی بر مدیریت حضرت امام خمینی ره دربحرانهای دهه اول انقلاب بحران تسخیر لانه جاسوسی امریکا، جنگ تحمیلی ،اختلاف حزب ا… ولیبرالها، موثر بوده می باشد؟

سوالهای فرعی:

1-آیا توکل به خدای امام خمینی(ره)سبب رفع بحرانهای دهه اول انقلاب اسلامی شده می باشد؟

2-آیا رهبری کاریزمایی – الهی امام خمینی(ره) سبب رفع بحرانهای دهه اول انقلاب اسلامی شده می باشد؟

3-آیا طرفداری مردمی از امام خمینی(ره) سبب رفع بحرانهای دهه اول انقلاب اسلامی شده می باشد؟

4-1- اهمیت پژوهش:

اهمیت انجام پژوهش دراین می باشد که امروزه بروز هرگونه بحران کوچک ومحدود درسطوح ملی وفراملی احتمالا استعداد تبدیل شدن به یک بحران بزرگ راداردچراکه بعضی ناکامیهای داخلی که بافشارهای شدید بین المللی نیز همراه گشته می باشد ،بستر ساز شکل گیری چنین پتانسیلی می باشد. لذا دردهه چهارم خصیصه تهدیدزا و خطرساز بحرانها نسبت به فرصت های آن ملموس تر می باشد وازآنجایی که یکی از اهداف مهم انقلاب صدور انقلاب به کل جهان می باشد لذادرآینده نیز بابحرانهایی چند چهره ودرابعاد گوناگون سیاسی،اجتماعی ،فرهنگی،نظامی و …روبروخواهیم بود پس پرداختن به الگوی تدبیر بحران امام خمینی(ره) دردهه نخست انقلاب می تواند چاره ساز باشد تا مردم ومسئولین با پیروی ازرهبری معظم نظام اسلامی بتوانند بابصیرت لازم بحرانها راکما فی السابق پشت سرگذارند و آنها را به فرصت برای استحکام وتثبیت نظام مقدس اسلامی تبدیل نمایند، لذانتایج پژوهش می تواند مبنای مطالعات وتصمیم گیری دولتمردان ،دانشجویان وآحادمردم باشد.

5-1- ضرورت پژوهش:

ازآنجایی که وقوع بحران درهرانقلاب اجتناب ناپذیر می باشد وانقلاب ایران نیز ازاین قاعده کلی مستثنی نیست وبه اقتضای طبیعت ایدئولوژیک محورش، سودای آن برسرداشت که بانظام «ناعادلانه» جهانی درافتد دراین شرایط واحدهای سیاسی محیط بین الملل خصوصا قدرتهای جهانی درپی آن برآمدندکه بحرانهاوچالشهای منتشره ازنظام انقلابی ایران رابه درون آن تزریق نمایندواین واکنش جهانی علیه انقلاب اسلامی درحالی صورت می گرفت که بحرانهای درونی نیز انقلاب راتهدید می نمود وبخش عمده انرژی وتوان نظام سیاسی برآمده از انقلاب صرف بحرانهایی که گاه بخشی از نظام-ترورها-وگاهی کلیت نظام-جنگ عراق علیه ایران-رابه چالش می طلبید، می گردید.

     تأثیر برجسته رهبری قوی وکارآمد انقلاب اسلامی توسط حضرت امام خمینی (ره) به عنوان اما فقیه که مبتنی برمنابع پنجگانه قدرت شخصیتی ،قانونی ،انگیزشی، تخصصی ،وروشنگری می باشد موجب شدکه بحرانها رافرصتی برای نظام انقلابی وعامل تحکیم وتثبیت مقتدرانه نظام قلمدادکند.رهبري كاريزما –الهی به عنوان يكي از موثرترين جلوه هاي رهبري را مي توان يكي از عناصر مهم بحران ساز و بحران ستيز،در اغلب شرايط انقلابي قلمداد كرد. اين ماهيت دو گانه رهبري كاريزما – الهی اکثراً در نحوه عملكرد و تأثيرات متفاوت آن در شرايط و عرصه هاي مختلف،تجلي مي يابد؛ چه آنگاه كه به عنوان عنصري بحران ساز، يك نظام سياسي يا مجموعه اي را با بحران هاي بنيان بر انداز ، درگير مي سازد و در پي كسب قدرت بر مي آيد و چه زماني به عنوان عاملي تدبير پرداز، بر مسند قدرت به اعمال قدرت و اداره كشور مي پردازد و در پي تدبير و تحديد بحرانها می باشد.

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

تعداد صفحه : 216

قیمت : چهارده هزار و هفتصد تومان